آخر خط
آنجا بود که به نقطه رسیدم.
آخر خط
آنجا بود که به نقطه رسیدم.
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:39  توسط نسیم
|
در گوش من زمزمه می کنند
آمدن و رفتن شان را...
آدميانی که در گستره ی اين سرزمين
عشق می سازند
عاشق می شوند
و با عشق خودساخته مي ستيزند...
آدميان در خود فرو رفته
از مليتی بی ثبات به زبان اعتراض...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:59  توسط نسیم
|
از عبور آبی رنگ ات
ردی به جا مانده
در خیالی،
خالی از آرامش...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:52  توسط نسیم
|
این تنها واژه از دستی است،
که خورشید را زمزمه می کرد...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 11:41  توسط نسیم
|
قلم بی حوصله...
دستانم دور
از دستانت...
دستانت
خسته از دستانم...
باز یاد نگاهت ستاره ای درچشمانم روشن کرد
در این شب تار...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:39  توسط نسیم
|